با هر رتبه حتی 200 هزار تجربی یا ریاضی و انسانی، در هر رشته ای و هر دانشگاهی قبول میشوی!

بازار انتخاب رشته که داغ می شود چند موضوع تمام ذهنم را – به عنوان مشاوری که بیش از یکدهه راه چند دهه را پیموده است-پر می کند، دوست دارم در این مقاله در مورد این مطالب برایتان بنویسم، شاید هم بخشی از دینم را به جامعه دانش آموزان ادا کرده باشم و هم به تبع آن به کل جامعه.

موضوع اول پرکننده ذهن من :

داستان معروفی دهان به دهان معمولا می چرخد و شاید خیلی از ما شنیده باشیم اما شاید نه آنگونه که لازم است.پس از زاویه دید خودم آن را به تصویر و سپس به تحلیل می نشینم.

در مدرسه ای یک قورباغه، یک خرگوش و یک عقاب ثبت نام می کنند و تحت آموزش های مختلف قرار می گیرند. در پایان ترم معلم آزمونی از شنا می گیرد که در آن قورباغه رتبه اول را میاورد، این موضوع خرگوش و عقاب را خیلی نا امید می کند اما آنها تمام ترم دوم را شبانه روز تلاش می کنند تا بتوانند این نمره ضعیف را جبران کنند اما باز هم نتیجه نا امیدکننده است. الان بعد از سالها تلاش و کوشش خرگوش و عقاب به عنوان دو دانش آموز افسرده و شکست خورده از فارغ التحصیلان آن مدرسه اند و انگیزه ای برای موفقیت ندارند چون کاملا شکست خورده بودن خود را باور کرده اند.

مقصر در این داستان کیست؟قورباغه؟ معلم کلاس؟ خرگوش؟ عقاب؟ و …

داستان زندگی خیلی از ما آدم ها مثل داستان زندگی قهرمانان این داستان است، در رشته ای مشغول به تحصیل   می شویم که در آن استعداد نداریم و یا به قول امروزی ها به تیپ شخصیتی ما نمیخورد. پس عملا موفق نمی شویم و طعمِ شکستِ مدام، آزارمان می دهد. شانس بیاوریم راهی پیدا می کنیم و الا تا پایان عمردر گیر آن هستیم.

دانش آموزی را می شناسم که رتبه یک رقمی انسانی است، به من مراجعه کرد و هر چه گفتم نپذیرفت(خودش و خانواده اش) حقوق دانشگاه تهران قبول شد و مدرکش را گرفت اما در وکالت با همه دانشش موفق نبود، افسرده و سرخورده پس از سالها مرا دید، جلسه ای ترتیب دادیم و شد آنچه سالها پیش باید می شد. معلم عربیست و در بسیاری از مدارس تهران تدریس می کند و به قول خودش طعم شیرین موفقیت را پس از سالها شکست و خودخوری مجدداً، می چشد.

دوستانی را می شناسم که با رتبه های تک رقمی پزشکی خواندند و یک روز هم طبابت نکردند و … .

در طول این سالها فراوان دیده ام و مواجه شده ام با این افراد!

اما مقصر کیست؟ دانش آموز؟ خانواده؟ مشاور؟ مشاور نماها ؟ و …

اهل قضاوت نباید بود پس قضاوت نمی کنم و تصمیم گیری را به شما می سپارم.

موضوع دوم پر کننده ذهن من:

قطاری را در ذهن خود ببینید که از نظر تکنولوژی، قدرت و سرعت و … در اوج و عظمت است، اصلا یگانه عالم است. اما متاسفانه در ریل خود قرار نگرفته است.

با چه سرعتی می تواند پیش برود؟

آیا سریع تر رفتن یا کند رفتن تاثیری در رسیدن به هدفش دارد؟

تا کی می تواند بدون ریل پیش برود؟ اگر کمی مسیر سنگلاخ شود و یا پر فراز و فرود شود، چه کند؟

به عکس قطاری را تصور کنید که از هر نظر متوسط است و اصلا از نظر تکنو لوژی و … به گرد پای قطار نخست هم نمی رسد. اما در ریل خود قرار دارد. حال برای او هم به سوالات فوق پاسخ دهید.

موضوع سوم پر کننده ذهن من:

این روزها، روزهای دروغ های شاخدار است. همان دروغی که تیتر این مقاله است و متاسفانه خیلی ها را  می شناسم که از این حرفها می زنند(هم در فضای مجازی و هم تلویزیون) و از این بدتر آنکه بسیاری فریب تبلیغشان را می خورند و سرنوشت عزیزانشان را بدست آنان می سپارند.

انتخاب رشته کنکور نه شعبده است و نه جادو. پس نه شعبده باز می خواهد و نه جادوگر.

آنچه می خواهد اینست که :

  1. خود و توانایی های خود را بشناسیم تا اگر عقاب هستیم توقع شناگری از خود نداشته باشیم بلکه پرواز را انتخاب کنیم تا اوج گرفتنمان قطعی باشد. برای اینکار می توانی از تست های مختلف روانشناختی و مشاوران کارآزموده کمک بگیری.
  2. ریل گذاری مناسبی برای زندگیت انجام دهی تا قطار زندگیت به سمت هدف و با سرعت مناسب پیش برود. برای اینکار لازم است با توجه به شناختی که از خود پیدا کرده ای رشته های دانشگاهی مناسب خودت را بشناسی و مسیرت را دقیق انتخاب کنی.
  3. برای انتخاب آینده (انتخاب رشته) به افرادی مراجعه کن که علاوه بر دانش، تخصص انتخاب رشته وتجربه کافی ، وقت گذاری و دقت بسیارنیز داشته باشند.

موضوع چهارم  پر کننده ذهن من:

متاسفانه همه ساله در ایام انتخاب رشته اینها به فراموشی سپرده می شود و فریب به جای واقعیت می نشیند. گاهی فریب خودمان توسط خود و گاهی توسط دیگران.

هردو بد است چون در شکل اول بجای اینکه واقعیت ها را بپذیریم به اوهام و افکار پوشالی روی میاوریم. مگر نه اینکه آزموده را آزمودن خطاست؟! و در شکل دوم اجازه می دهیم سایرین از عدم توجه ما سود سرشاری ببرند و آینده ما را با وعده جادوی دروغین به قهقرا ببرند.

اما در پایان اگر بخواهم روند نمای انتخاب رشته دانشگاه را برایت ترسیم کنم لازم است بگویم که بعد از کنکور:

 اولین اقدامت این باشد که با خودشناسی و زدن تستهای مختلف روانشناختی که وجود دارد علایق، استعداد ها و ویژگی هایت را خوب بشناس.

دوم اینکه با توجه به نتایج بدست آمده به مطالعه و بررسی پیرامون رشته های مختلف دانشگاهی بپرداز. این تحقیق و بررسی موشکافانه علاوه بر مطالعه باید متکی بر نظرکارشناسان همان رشته نیز باشد. شاید لازم باشد به برخی از دانشگاه ها و مراکز آموزشی سری بزنی.

سوم اینکه به شناسایی مراکز یا مشاورینی بپرداز که هم اطلاعات و تجربه کافی دارند و هم فرصت وقت گذاری مناسب برای داوطلب. برای اینکار به زرق و برق و حرف های فریبنده مشاورنماها دلخوش نکن. شعارها و وعده هایی که دروغی بزرگ در درونشان نهفته است.

مثل :

با هر رتبه ای رشته مورد نظرتان را می توانید قبول شوید!

رتبه 15000 تجربی با انتخاب رشته مجموعه ما مشغول تحصیل در دانشگاه شهید بهشتی است. حتی می توانید به سایت سنجش مراجعه کرده و نتیجه داوطلب را ببینید!!

ما با شگرد های خاص خود شما را ستاره می کنیم! اصلا علاقه مهم نیست فقط انتخاب رشته بکن تا جایی قبول شوی، من قول میدهم بعدا علاقمند شوی و …!!!

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *